
دلت را خانه من كن , مصفا كردنش با من
به من درد دل افشا كن, مداوا كردنش با من
اگر گم كردهاي اي دل،كليد استجابت را
بيا هر لحظه با ما باش، پيدا كردنش با من
بيا در قطره اشكي كه من هستم خريدارش
بياور ذرهاي اخلاص، دريا كردنش بامن
اگر درها به رويت بستهشد، دل برمكن ازمن
در اين خانه دقالباب كن، وا كردنش با من
چو خوردي روزي امروز، ما را شكر كن
غم فردا مخور، تامين فردا كردنش با من
|
چهل حكمت رضوى
1 ـ مِن اَخلاقِ الاَنبياء التَّنّظُّف
| نظافت موجب پاكى جسم است |
|
نظافت مايـه آرام جـان است |
| امـام هشتمين فرمود بـا خلق |
|
نظـافت شيـوه پيغمبران است |
2 ـ صاحِبُ النّعمَةِ يَجِبُ ان يُوَسِّعَ عَلى عِيالِهِ
| توانگر را بوَد واجب كه بخشد |
|
زن و فـرزند را از مال دنيـا |
| دهـد وسـعت به امر زندگانى |
|
بـه شـكر نعـمت حى ّ تـوانا |
3 ـ مَن لَم يَشكُرِ المُنعِمَ مِن المَخلوقين لَم يَشكُر اللهَ عزّوجلّ
| شـنيده ام كه علـى بن موسـى كاظم |
|
خديو طوس، بفـرمـود نكته اى زيبـا |
| كسى كه نيكويى خلق را نداشت سپاس |
|
نكـرده است سپـاس خداى بـى همتـا |
4 ـ الايمانُ اداءُ الفرائضِ و اجتِنابُ المَحارِم
| فرمود رضــ ا امام هشتم: |
|
انجام فرائــ ض است ايمان |
| دورى ز محرّمات و زشتى |
|
پرهيز ز ناصواب و عصيان |
5 ـ لَم يَخُنكَ الاَمين، وَ لكِن ائتَمَنتَ الخائِنَ
| كسى كه بيـم ندارد ز كردگار عليم |
|
وِرا به خدمت خلق خدا مكن تعيين |
| امين نكرده خيانت، تو از ره غفلت |
|
امين شمـرده خيـانت شعار بدآيين |
6 ـ الصَّمتُ بابٌ مِن ابوابِ الحِكمة
| زبـان تو گـر تحـت فرمان نباشد |
|
خموشـى گزيـن، تا نيفتى به ذلـّت |
| على بن موسـى الرضا راست پندى : |
|
سكوت است بابـى ز ابواب حكمت |
7 ـ الاَخُ الاَكبرُ بِمنزِلةِ الاَب
| برادر چو دانا و شد و آزموده |
|
وِرا با پـدر مـى شمارش برابر |
| بگفتـا امـام بحق، نور مطلق |
|
به جاى پـدر هست، مهتر برادر |
8 ـ صديقُ كُلِّ امْرِئٍ عَقلُهُ و عَدُوُّه جَهلُهُ
| بــ ه نزديـك نـادان بـوَد تـار گيتى |
|
ز دانـش بكـن گـيتـى تـار روشـن |
| بفرمود فرزنـد موســ ى بـن جعفـر: |
|
تو را عقل يار است و جهل است دشمن |
9 ـ التَّوَدُّدُ الى النّاسِ نِصْفُ العَقلِ
| هميشـه در پـى تيـمـار بينـوايان باش |
|
كمك به خلق، ز كردار خـالق احـد است |
| امام راست در اين رهگذر، كلامى نغـز: |
|
كه در معاشرت خلق، نيمى از خرد است |
10 ـ التَوَكُلُ اَن لاتَخافَ اَحداً اِلاّ اللهَ
| بزن بـر لطـف حق دست توكل |
|
كـه لطف ايـزدى باشد تو را بس |
| توكـل آن بـوَد كـاندر دو عالم |
|
به غير حق نـترسى از دگر كس | |
ادامه دارد ......
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 23:48  توسط خادم الرضا
|