شاید این جمعه بیاید شاید .....
بسم الله الرحمن الرحیم
با همه ی لحن خوش آوائیم
.....................دربه در کوچه ی تنهائیمای دو سه تا کوچه زما دورتر
...................نغمه ی تو از همه پر شورترکاش که این فاصله راکم کنی
...................مهنت این قافله راکم کنیکاش که همسایه ی ما میشدی
..................مایه ی آسایه ی ما می شدیهر که به دیدار تو نایل شود
..................یک شبه حلال مسایل شوددوش مرا حال خوشی دست داد
................سینه ی ما را عطشی دست دادنام تو بردم لبم آتش گرفت
.....................شعله به دامان سیاووش گرفتنام تو آرامه ی جان من است
..................نامه ی تو خط امان من استای نگهت خاستگه آفتاب
......................بر من ظلمت زده یک شب بتابپرده برانداز ز چشم ترم
......................تا بتوانم به رخت بنگرمای نفست یارو مدد کار ما
...................کی و کجا وعده ی دیدار ما؟دل مستمندم ای جان به لبت نیاز دارد
.........به هوای دیدن تو هوس حجاز داردبه مکه آمدم ای عشق تا تو را بینم
............توئی که نقطه ی عطفی به اوج آئینمکدام گوشه ی مشعر کدام کنج منا
.............به شوق وصل تودر اتنظار بنشینم؟روا مباد که بر بنده ات نظر نکنی
..............روا مباد که ارباب جز تو بگزینمچو رو کنی به رهت درد ورنج نشناسیم
.....ز لطف روی تو دست از ترنج نشناسیم
اللهم عجل لوليك الفرج
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 1:7  توسط خادم الرضا
|
