تبليغاتX
صلی الله علیک یا علی بن موسی الرضا (ع)

صلی الله علیک یا علی بن موسی الرضا (ع)

دعا کنید بیاید یگانه منتقمش --- دعا برای ظهورش عقیده زهراست

به علی بن موسی الرضا :الهی العفو

صلی الله علیک یا علی بن موسی الرضا روحی و جسمی لک الفدا بابی انت و امی و مالی و اسرتی و جیرانی و اخواتی  المومنین و المومنات و اخوانی و اعمامی و اخوالی و خالاتی و عماتی و اجدادی و جداتی و اولادهم و ذراریهم و ازواجی و ذریاتی و اقربایی و اصدقایی و جیرانی و اخوانی فیک من اهل مشرق و المغرب و لجمیع اهل مودتی من المومنین و المومنات و المسلمین و المسلمات الاحیا منهم و الاموات و لجمیع من علمنی خیرا و تعلم منی

 

می دونی ترجمه اش چی می شه :

امام رضا سلام بر تو با د

امام رضا روح و جسم و مالم ؛ پدر و مادرم ؛ برادرانم و خواهرانم مومن و مومنه ؛همسایگانم ؛ عمو و دایی و خاله و عمه اجدادم و جده هایم و فرزندان آنها و نزاد انها و همسرانم و نژادم و خویشانم و دوستانم و همسایه های من و برادرانم در شرق و غرب وهمه دوستانم مومن و مومنه مسلم و مسلمه ؛ مرده و زنده انها و هر که به من چیزی اموخت و یا از من اموخت همه آنها الهی فدای تو باد

نه فدای تو باد فدای یه تار موی تو

فدای کبوترای تو

الا غریب که درد غریب می دانی کجایی ؟

مولای من سرور من آقای من : دلم برا حرمت تنگ شده امام رضا خوب خوب خوب می دونم چقدر گناه کردم همه رو پوشوندی گفتی اون نبوده

چقدر در خونه ات بد کردم باز صدام زدی گفتی بیاد ادم می شه

امام رضا

دلم می خواد از اینجا تا کنج حرمت پر بکشم بیام تو حرمت داد بزنم ناله کنم فقط رضا رضا کنم

 

امام رضا هیچی جز عشق تو ندارم اون قدر در می زنم این خونه رو تا ببینم روی صاحب خونه رو

امام رضا

کاش می شد بیام حرمت دلم خیلی گرفته است دلم پر می کشه

 

اخه تو

حج منی ؛ کربلای من ؛ بهشت منی ؛ عشق منی ؛ نجف و کاظمین منی ؛

امام رضا

صحن های حرمت : صفا و مروه ی منه

اب سقاخونه تو ؛ اب زمزم منه

چراغ های سبز حرم ؛ گنبد خضرای منه

 

اما امام رضا برا هر چی بتونم مثال بیارم برا بقیع مادر نمی تونم مثال بیارم

پس می گم

 

ای کبوتر که پر می زنی دور گنبد طلا * تو که پرواز می کنی تو حرم امام رضا

من کبوتر بقیعم  با تو خیلی فرق دارم جای گنبد به روی خاکها سر می زارم

ای کبوتر که می سوزه صد تا چراغ دور تا دورت

من کبوتر بقیعم ......

 

ای امام رضا

 

امدم قبر تو را بوسیدم و رفتم به امیدی که شب اول قبر بیایی به کنارم

الهی صد بار بمیرم که تو یک بار بیایی

 

قربون کبوترای حرمت

قربون این همه لطف و کرمت ** قربون قدمت هات اقا

گفته ای که هر کی بیاد به پا بوسم

تو سه جا به دادش می رسم

.....

 

امام رضا من این چیزا رو نمی خوام

امام رضا من خودتو می خوام خود خود خودتو

 

اما هر کی که بره زیارت و امام رضا بازدیدشو نیایند بدونید مشکل از خودشه نه از مولا

هر کی سلام کرد جواب نشنید مشکل از خودشه نه از مولا

 

خوشم که یک شبه مهمان شدم سر کویت

هزار شکر که صد ساله هم دعا گویت

مزاحمت نشوم گر مراحمم گردی

ز یک نگاه تو یک عمر دل دعا گویت

حدیث آن همه دل تنگیم نگویم باز

نگفته اگهی از سر سالک کویت

من زایر حرمم ؛ که طالب وصال تو ام

که کاش باز ببینم جمال دلجویت

چه خوب در به درم کو به کوی خود کردی

تو ضامنی و من اهو پناه بر خویت

الا حقیقت قبله به قامتت تکبیر

نماز دل بگذارم به طاق ابرویت

 

دلم برا حرمت برا صحن گوهرشاد تو تنگه مولا

امام رضا

ز بوی حرمت مرده زنده شود * تو یی که کریم و رئوفی مولا جان

ادخل یا الله

ادخل یا رسول الله

ادخل یا علی بن ابی طالب امیر المومنین

ادخل یا فاطمه الزهرا سیده النسا العالمین

ادخل الائمه الهدی

ادخل یا علی بن موسی الرضا

باذن الله و اذن رسوله و اذن ملائکه المقربین ........

 

امام رضا

رضاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

 

اللهم الرزقتی زیاره مولا علی بن موسی الرضا علیه السلام فی عامی هذا و فی کل عام

امام رضا می خوام اخه ماه رمضون بیام خودت کمک کن بتونم دلم یه ذره شده

پر می کشه ای کربلای من

اغنیا مکه روند و فقرا سوی تو آیند

جان به قربان تو شاها که حج فقرایی

 

 

 

 

 

مهر تو را به مهر درخشان نمی دهم

جز عشق تو به سینه سوزان نمی دهم

ای اعتکاف در حرمت روح زندگی

خاک تو را به تخت سلیمان نمی دهم

ای بهترین مولفه ی راه بندگی

بی تو بها به هیچ مسلمان نمی دهم

من زائر بهشت خراسانم از ازل

صدها بهشت را به خراسان نمی دهم

هر گوشه از ضریح تو دارد هزار حسن

این گوشه را به باغ و گلستان نمی دهم

ای آب جامهای تو نوشیدنی ترین

این باده را به جام جم ارزان نمی دهم

من آرزو به گو ز دنیا نمی روم

بی عرض خیر مقدم تو جان نمی دهم

اشک روان به غربت تو گریه می کند

این گریه را به بارش باران نمی دهم

 

مداحی جدید وبلاگ

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت 23:59  توسط خادم الرضا  | 

ده حکمت نخست رضوی

 

دلت را خانه من كن , مصفا كردنش با من

به من درد دل افشا كن, مداوا كردنش با من

اگر گم كرده‎اي اي دل،كليد استجابت را
بيا هر لحظه با ما باش، پيدا كردنش با من


بيا در قطره اشكي كه من هستم خريدارش

بياور ذره‎اي اخلاص، دريا كردنش بامن
 

اگر درها به رويت بسته‎شد، دل برمكن ازمن
 
در اين خانه دق‎الباب كن، وا كردنش با من
 
 
چو خوردي روزي امروز، ما را شكر كن
غم فردا مخور، تامين فردا كردنش با من
 
 
 

چهل حكمت رضوى

 

1 ـ مِن اَخلاقِ الاَنبياء التَّنّظُّف

نظافت موجب پاكى جسم است نظافت مايـه آرام جـان است
امـام هشتمين فرمود بـا خلق نظـافت شيـوه پيغمبران است

2 ـ صاحِبُ النّعمَةِ يَجِبُ ان يُوَسِّعَ عَلى عِيالِهِ

توانگر را بوَد واجب كه بخشد زن و فـرزند را از مال دنيـا
دهـد وسـعت به امر زندگانى بـه شـكر نعـمت حى ّ تـوانا

3 ـ مَن لَم يَشكُرِ المُنعِمَ مِن المَخلوقين لَم يَشكُر اللهَ عزّوجلّ

شـنيده ام كه علـى بن موسـى كاظم خديو طوس، بفـرمـود نكته اى زيبـا
كسى كه نيكويى خلق را نداشت سپاس نكـرده است سپـاس خداى بـى همتـا

4 ـ الايمانُ اداءُ الفرائضِ و اجتِنابُ المَحارِم

فرمود رضــ ا امام هشتم: انجام فرائــ ض است ايمان
دورى ز محرّمات و زشتى پرهيز ز ناصواب و عصيان

5 ـ لَم يَخُنكَ الاَمين، وَ لكِن ائتَمَنتَ الخائِنَ

كسى كه بيـم ندارد ز كردگار عليم وِرا به خدمت خلق خدا مكن تعيين
امين نكرده خيانت، تو از ره غفلت امين شمـرده خيـانت شعار بدآيين

6 ـ الصَّمتُ بابٌ مِن ابوابِ الحِكمة

زبـان تو گـر تحـت فرمان نباشد خموشـى گزيـن، تا نيفتى به ذلـّت
على بن موسـى الرضا راست پندى : سكوت است بابـى ز ابواب حكمت

7 ـ الاَخُ الاَكبرُ بِمنزِلةِ الاَب

برادر چو دانا و شد و آزموده وِرا با پـدر مـى شمارش برابر
بگفتـا امـام بحق، نور مطلق به جاى پـدر هست، مهتر برادر

8 ـ صديقُ كُلِّ امْرِئٍ عَقلُهُ و عَدُوُّه جَهلُهُ

بــ ه نزديـك نـادان بـوَد تـار گيتى ز دانـش بكـن گـيتـى تـار روشـن
بفرمود فرزنـد موســ ى بـن جعفـر: تو را عقل يار است و جهل است دشمن

9 ـ التَّوَدُّدُ الى النّاسِ نِصْفُ العَقلِ

هميشـه در پـى تيـمـار بينـوايان باش كمك به خلق، ز كردار خـالق احـد است
امام راست در اين رهگذر، كلامى نغـز: كه در معاشرت خلق، نيمى از خرد است

10 ـ التَوَكُلُ اَن لاتَخافَ اَحداً اِلاّ اللهَ

بزن بـر لطـف حق دست توكل كـه لطف ايـزدى باشد تو را بس
توكـل آن بـوَد كـاندر دو عالم به غير حق نـترسى از دگر كس
ادامه دارد ......
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 23:48  توسط خادم الرضا  | 

شاید این جمعه بیاید شاید .....

 

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

با همه ی لحن خوش آوائیم .....................دربه در کوچه ی تنهائیم

ای دو سه تا کوچه زما دورتر...................نغمه ی تو از همه پر شورتر

کاش که این فاصله راکم کنی...................مهنت این قافله راکم کنی

کاش که همسایه ی ما میشدی ..................مایه ی آسایه ی ما می شدی

هر که به دیدار تو نایل شود ..................یک شبه حلال مسایل شود

دوش مرا حال خوشی دست داد................سینه ی ما را عطشی دست داد

نام تو بردم لبم آتش گرفت.....................شعله به دامان سیاووش گرفت

نام تو آرامه ی جان من است..................نامه ی تو خط امان من است

ای نگهت خاستگه آفتاب......................بر من ظلمت زده یک شب بتاب

پرده برانداز ز چشم ترم......................تا بتوانم به رخت بنگرم

ای نفست یارو مدد کار ما...................کی و کجا وعده ی دیدار ما؟

دل مستمندم ای جان به لبت نیاز دارد.........به هوای دیدن تو هوس حجاز دارد

به مکه آمدم ای عشق تا تو را بینم ............توئی که نقطه ی عطفی به اوج آئینم

کدام گوشه ی مشعر کدام کنج منا .............به شوق وصل تودر اتنظار بنشینم؟

روا مباد که بر بنده ات نظر نکنی..............روا مباد که ارباب جز تو بگزینم

چو رو کنی به رهت درد ورنج نشناسیم.....ز لطف روی تو دست از ترنج نشناسیم

 

اللهم عجل لوليك الفرج

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 1:7  توسط خادم الرضا  | 

معرفی امام مهدی

معرفى حضرت مهدى عليه السلام از زبان مبارك خود آن حضرت

 

 قالَ الْمَهْدي عليه السلام أَنَا الْمَهْدي ، أَنَا قائِمُ الزَّمانِ، أَنَا الَّذي أَمْلَأها عَدْلاً كَمَا مُلِئَتْ جُوْراً أَنَا بَقِيَّةُ الِله في أَرْضِهِ وَ الْمُنْتَقِمُ عَنْ أَعْدائِهِ

منم مهدى ، من هستم قيام كننده ، منم آن كه زمين را پر از عدل و داد مى نمايد پس از آن كه پر از ظلم شده باشد ، بقية الله در زمين و انتقام گيرنده از دشمنان خدا.

 

إِنّي أَمانُ لِأَهْلِ الْاَرْضِ كَمَا اَنَّ النُّجُومَ اَمانُ لِأَهْلِ السَّماءِ .

همانا من امان براى اهل زمين هستم همان گونه كه ستارگان امان براى اهل آسمانند.

 

بي يُدْفَعُ الُله عَزَّوَجَلَّ الْبَلاءَ عَنْ أَهْلي وَ شيعَتي .

به وسيله من خداوند عزوجل بلاء را از خاندان و شيعيان من دفع مى كند

.

وَجْهَ الْاِنتِفاعِ بي في غَيْبَتي ، فَكَا لْاِنْتِفاعِ بِالشَّمْسِ اِذا غَيَّبَها عَنِِ الاْبَصْارِ السَّحابِ.

چگونگى بهره بردن از من در دوران غيبتم ، همانند بهره بردن از خورشيد است در هنگامى كه ابرها آن را از ديدگان پوشانده اند.

 

أَنَا حُجَّةُ الِله عَلي عِبادِهِ وَ بَقِيَةُ الِله في اَرْضِهِ ، أَنَا الَّذي اَمْلَأ الْاَرْضَ قِسْطا وَ عَدْلاً كَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جُوْراً.

من حجت خدا در ميان بندگان و تنها بازمانده در روى زمين هستم، من هستم او كه زمين را پر از عدل و داد مى كند پس از آن كه پر از ظلم و ستم شده باشد.

 

أَنَا القائِمُ مِنْ آلِ مُحَّمدٍ صلّى الله عليه وَ آله وَ سّلم أَنَا الَّْذي اَخْرَجَ في آخِرِ الزَّمانِ بِهذَا السَّيفِ فَأَمْلأ الْاَرضِ عَدْلًا وَ قِسْطَاً كَما مُلِئَتْ جُوْراً وَ ظُلْماً .

منم قائم آل محمدصلى الله عليه و آله و سلم كه در آخر الزمان با همين شمشير (5) ، قيام مى كنم و زمين را پر از عدل و داد مى نمايم بعد از آن كه پر از ظلم و جور شده باشد.

 

حضرت مهدى (عج) خود را هنگام ظهور معرفى مى نمايد

 

 امام باقر عليه السلام مى فرمايد:

به خدا سوگند ، گوئى قائم عليه السلام را با چشم خود مى بينم كه پشت خود را به حجر ( در بيت الله الحرام) تكيه داده و به خداوند قسم ياد مى كند و مى فرمايد:

يا اَيُّهَا النّاسُ مَنْ يُحاجِنّي فِي الِله فَأَنَا اَوْلي بِالِلّه .

يا اَيُّهَا النّاسُ مَنْ يُحاجِنّي فِي آدَمَ فَأَنَا اَوْلي بِآدَمَ .

يا ايُّهَا النّاسُ مَنْ يُحاجِنّي فِي نُوحَ فَأَنَا اَوْلي بِنُوحَ .

يا ايُّهَا النّاسُ مَنْ يُحاجِنّي فِي اِبْراهيمَ فَأَنَا اَوْلي بِاِبْراهيمَ .

يا ايُّهَا النّاسُ مَنْ يُحاجِنّي فِي مُوسي فَأَنَا اَولي بِموسي .

يا اَيُّهَا النّاسُ مَنْ يُحاجِنّي فِي عيسي فَأَنَا اَوْلي بِعيسي .

يا اَيُّها النّاسُ مَنْ يُحاجِنّي فِي مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله و سلم فَأَنَا اَوْلَي بِمُحَمَّدٍ.

يا اَيُّهَا النّاسُ مَنْ يُحاجِنّي فِي كِتابِ الله فَأَنَا اَوْلَي بِكِتابِ اللهِ .

اى مردم هر كه درباره خدا با من بحث و گفتگو دارد بيايد ، زيرا من از هر كس به خدا نزديكترم.

اى مردم هر كس درباره حضرت آدم با من سخنى دارد بيايد، زيرا من از هر كسى به حضرت آدم نزديكترم .

اى مردم هر كس درباره حضرت نوح با من بحثى دارد بيايد، زيرا من از هر كسى به حضرت نوح نزديكترم .

اى مردم او كه درباره حضرت ابراهيم با من بحثى دارد بيايد، زيرا من از هر كسى به حضرت ابراهيم نزديكترم .

اى مردم هر كس درباره حضرت موسى با من بحثى دارد بيايد، زيرا من از هر كسى به حضرت موسى نزديكترم .

اى مردم هر كس درباره حضرت عيسى با من بحثى دارد بيايد، زيرا من از هر كسى به حضرت عيسى نزديكترم .

اى مردم هر كس درباره حضرت محمّد صلى الله عليه و آله و سلم با من بحثى دارد بيايد، زيرا من از هر كسى به حضرت محمّد صلى الله عليه و آله و سلم نزديكترم .

اى مردم هر كس درباره كتاب خدا با من بحثى دارد بيايد، زيرا من از هر كسى به كتاب خدا نزديكترم.

سپس آن حضرت به سوى مقام ابراهيم رفته و بعد از انجام دو ركعت نماز، خدا را بحق خود سوگند مى دهد.

امام صادق عليه السلام نسبت به ظهور حضرت مهدى (عجل الله تعالي فرجه ) در مورد سخنان آن حضرت هنگام ظهور خويش چنين فرمود :

قائم عليه السلام تكيه به كعبه مى زند و مى فرمايد :

يا مَعْشَرَ الْخَلايِقَ اَلا وَ مَنْ اَرادَ اَنْ يَنْظُرَ اِلي آدَمَ وَ شَيْثُ فَها أَنَا آدَمُ وَ شَيْثُ .

اى مردم ، آگاه باشيد ؛ هر كه بخواهد آدم و شيث را ببيند اينك منم آدم و شيث .

هر كس بخواهد نوح و سام را ببيند اينك منم نوح و سام .

هر كس كه بخواهد ابراهيم و اسماعيل را ببيند اينك منم ابراهيم و اسماعيل .

هر كه بخواهد موسى و يوشع را ببيند اينك منم موسى و يوشع .

هر كه بخواهد حضرت محّمد و على عليه السلام را ببيند اينك منم محّمد و على عليه السّلام .

هر كه بخواهد حسن و حسين عليهما السلام را ببيند اينك منم حسن و حسين عليهما السّلام.

هر كه بخواهد ائمه معصومين از فرزندان امام حسين عليه السّلام را ببيند اينك من همان ائمه از فرزندان حسين عليه السّلام هستم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 22:31  توسط خادم الرضا  | 

ولادت حضرت رقیه

رقیه جان تولدت مبارک

 

ای شبیه مادر

ای غریب بابا

تولد مبارک

الهی بشکنه دست مغیره

ولادت خانوم حضرت رقیه عمه سادات شبیه مادر ریحانه الحسین را

اولا به امام زمان سپس

به همه  یتیمان عالم

و شما دوست عزیز تبریک عرض می کنم

 

بابا بابا بابا

حسیــــــــــــــــــــــــــــــــن بابا بابا بابا

 

 

شب عید است می دهند برات

هر که فرستد بر محمد صلوات

 

اللهم صل علی محمد  و آل محمد و عجل فرجهم یا رضا

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 1:28  توسط خادم الرضا  | 

اخلاق رضوی

اخلاق رضوی

كتاب: سيره معصومان، ج 5، ص 148

نويسنده: سيد محسن امين   ترجمه: على حجتى كرمانى

حلم: در شناخت‏حلم آن حضرت، شفاعت وى در نزد و مامون در حق جلودى كافى است جلودى كسى بود كه به امر هارون رشيد به مدينه رهسپار شد تا لباس زنان آل ابو طالب را بگيرد و بر تن هيچ يك از آنان جز يك جامه نگذارد. وى همچنين بر بيعت مردم با امام رضا (ع) انتقاد كرد. پس مامون او را به حبس افكند و بعد از آن كه پيش از وى دو تن را كشته بود او را خواست. امام رضا (ع) به مامون گفت: اى امير مؤمنان! اين پيرمرد را به من ببخش!جلودى گمان برد كه آن حضرت مى‏خواهد از وى انتقام گيرد. پس مامون را سوگند داد كه سخن امام رضا (ع) را نپذيرد مامون هم گفت: به خدا شفاعت او را درباره تو نمى‏پذيرم و دستور داد گردنش را بزنند.

تواضع: در بخش صفات و اخلاق آن حضرت از قول ابراهيم بن عباس نقل است که: چون امام رضا (ع) تنها بود و براى او غذا مى‏آوردند آن حضرت غلامان و خادمان و حتى دربان و نگهبان را بر سر سفره‏اش مى‏نشاند و با آنها غذا مى‏خورد. همچنين از ياسر خادم نقل شده است كه گفت: چون آن حضرت تنها مى‏شد همه خادمان و چاكران خود را جمع مى‏كرد، از بزرگ و كوچك، و با آنان سخن مى‏گفت. او به آنان انس مى‏گرفت و آنان با او. كلينى در كافى به سند خود از مردى بلخى روايت مى‏كند كه گفت: با امام رضا (ع) در سفر به خراسان همراه بودم. پس روزى خواستار غذا شد و خادمان سيه چرده خود را نيز بر سفره خود نشاند يكى از يارانش به او عرض كرد: اى كاش غذاى اينان را جدا مى‏كردى. فرمود: پروردگار تبارك و تعالى يكى است و مادر و پدر هم يكى. و پاداشها بسته به اعمال و كردارهاست.

اخلاق نيكو: در بخش صفات آن حضرت از ابراهيم بن عباس نقل است که: امام رضا (ع) با سخن هرگز به هيچ كس جفا نكرد و كلام كسى را نبريد تا مگر شخص از گفتن باز ايستد. و حاجتى را كه مى‏توانست ‏برآورده سازد رد نمى‏كرد. پاهايش را دراز نمى‏كرد و هرگز روبه روى كسى كه نشسته بود، تكيه نمى‏داد و هيچ كس از غلامان و خادمان خود را دشنام نمى‏داد. هرگز آب دهان بر زمين نمى‏افكند و در خنده‏اش قهقهه نمى‏زد بلكه تبسم مى‏نمود. كلينى در كافى به سند خود نقل كرده است كه مهمانى براى امام رضا (ع) رسيد. امام شب در كنار مهمان نشسته بود و با وى سخن مى‏گفت كه ناگهان وضع چراغ تغيير كرد. مرد مهمان دستش را دراز كرد تا چراغ را درست كند ولى امام او را از اين كار بازداشت و خود به درست كردن چراغ پرداخت و كار آن را راست كرد. سپس فرمود: ما قومى هستيم كه ميهمانان خود را به كار نمى‏گيريم. همچنين در كافى به سند خود از ياسر و نادر خادمان امام رضا (ع) نقل شده است گفتند: ابو الحسن، صلوات الله عليه، به ما فرمود: اگر من بالاى سرتان بودم و شما خواستيد از جا برخيزيد، در حالى كه غذا مى‏خوريد برنخيزيد تا از خوردن دست‏بكشيد و بسيار اتفاق مى‏افتاد كه امام بعضى از ما را صدا مى‏زد و چون به ايشان گفته مى‏شد آنان در حال خوردن هستند، مى‏فرمود: بگذاريدشان تا از خوردن دست‏ بكشند.

كرم و سخاوت: هنگام ذكر اخبار مربوط به ولايت عهدى آن حضرت است  كه يكى از شاعران به نام ابراهيم بن عباس صولى به خدمت آن حضرت آمد و امام به او ده هزار درهم داد كه نام خودش بر آن ضرب شده بود. همچنين آن حضرت به ابو نواس سيصد دينار جايزه داد و چون جز آن، مال ديگرى نداشت استر خويش را هم به وى بخشيد. و نيز به دعبل خزاعى ششصد دينار جايزه داد و با اين وجود از وى معذرت هم خواست.

در مناقب از يعقوب بن اسحاق نوبختى نقل شده است كه گفت: مردى به ابو الحسن رضا (ع) برخورد كرد و گفت: به قدر مردانگى‏ات بر من ببخش. امام گفت: به اين مقدار ندارم. مرد گفت: به قدر مردانگى خودم ببخش. امام فرمود: اين قدر دارم. سپس فرمود: اى غلام دويست دينار به او بده.

همچنين در مناقب از يعقوب بن اسحاق نوبختى نقل شده است كه امام رضا (ع) تمام ثروت خود را در روز عرفه تقسيم نمود. پس فضل بن سهل به وى گفت: اين ضرر است. امام فرمود: بل سود و بهره است. چيزى را كه پاداش و كرامت‏بدان تعلق مى‏گيرد ضرر محسوب مكن.

كلينى در كافى به سند خود از اليسع بن حمزه نقل كرده است كه گفت: در مجلس ابو الحسن رضا (ع) بودم. مردم بسيارى به گرد آن حضرت حلقه زده بودند و از وى درباره حلال و حرام پرسش مى‏كردند كه ناگهان مردى بلند قامت و گندمگون داخل شد و گفت: السلام عليك يا بن رسول الله. من يكى از دوستداران تو و پدران و نياكان تو هستم، من از حج‏باز مى‏گردم و خرجى خود را گم كرده‏ام و با آنچه همراه من است نمى‏توانم به يك منزل هم برسم، پس اگر صلاح بدانى كه مرا به ديارم روانه كنى كه براى خدا بر من نعمتى داده‏اى و اگر به شهرم رسيدم آنچه از تو گرفته‏ام به صدقه مى‏دهم. امام (ع) به او فرمود: بنشين خدا تو را رحمت كند. آنگاه دوباره با مردم به گفت و گو پرداخت تا آنان پراكنده شدند و تنها سليمان جعفرى و خيثمه و من مانده بوديم پس امام فرمود: اجازه مى‏دهيد داخل شوم سليمان گفت: خداوند فرمان تو را مقدم داشت. پس امام برخاست و به اتاقش رفت و لختى درنگ كرد و سپس بازگشت و در را باز كرد و دستش را از بالاى در بيرون آورد و پرسيد: آن خراسانى كجاست؟پاسخ داد: من اينجايم. فرمود: اين دويست دينار را برگير و در مخارجت از آن استفاده كن و بدان تبرك جو و آن را از جانب من به صدقه بده. اكنون برو كه نه من تو را ببينم و نه تو مرا. مرد بيرون رفت. سليمان به آن حضرت عرض كرد: فدايت‏شوم بخشش بزرگى كردى و رحمت آوردى، پس چرا چهره از او پوشاندى؟فرمود: از ترس آن كه مبادا خوارى خواهش را در چهره او ببينم. مگر اين سخن رسول خدا را نشنيدى كه مى‏گويد: آن كه به نهان نكويى آورد با هفتاد حج ‏برابرى مى‏كند و آن كه پليدى و زشتى را اشاعه مى‏دهد، مخذول و خوار است و كسى كه در نهان گناه كند، آمرزيده است. آيا سخن اول را نشنيده‏اى كه مى‏گويد:

متى آته لا طلب حاجة

رجعت الى اهلى و وجهى بمائه (1)

ششم، فراوانى صدقات: از ابراهيم بن عباس است که: امام رضا (ع) بسيار نكويى مى‏كرد و در نهان صدقه مى‏داد و بيشتر اين عمل را در شبهاى تاريك به انجام مى‏رساند.

پى‏نوشت:

1 - هرگاه بيايم نزد او تا حاجتى طلب كنم به سوى خانواده‏ام بازمى‏گردم در حالى كه صد دينار دارم.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 22:51  توسط خادم الرضا  | 

خدا کند که بیایی

 به نظرت راه فرار کجاست؟

 

می گفت: همه چیز تاریکی دارد و روشنایی، مثل روابط بین آدما ، مثل داستان ها ، مثل تاریخ ! تاریخ هم شب دارد و روز ! اما یک فرق دارد روز و شبش! فرقش باروز و شب های دیگر این است که تاریخ دوتا روز دارد و یک شب .

        از تولد کربلا حضرت محمد (ص) همه جا روز شد ، روشن شد ، تا شهادت امام حسین (ع) توی کربلا ! بعد دنیا تاریک شد ، شب شب ، تا غیبت مهدی (عج) تا حالا ...

اما آمدنش دوباره روشنایی و نور را بر می گرداند

 میدونی چرا اینا رو گفتم ؟ برای اینکه فکر کنی و ببینی ما الان کجای شبانه روز تاریخ هستیم ؟

لابه لای ورق های کتابی که دارم می خونم می رسم به  یه حدیث که مطمئنم همه برا یه دفعه هم که شده اونو شنیدین ،  اینکه حضرت محمد (ص) مي فرمايند :

هركس بميرد و امام زمانش را نشناسد ، به مرگ جاهلیت مرده است !!!

 

دوباره می خونمش ، سه باره حتی ، شاید که بفهمم این مرگ جاهلی یعنی چه؟ یا اینکه این شناخت چگونه شناختی است ! نمی فهمم . اما ! بقیه اش را می خونم ! عده ای از امام صادق(ع) همین  سوال منو پرسیده بودند که مرگ جاهلی یعنی چه ؟ و آیا این جاهلیت همان جاهلیت قبل از اسلام است یا منظور عدم آشنایی با امام زمان (عج) است  یعنی آیا جاهلیت چنین کسی در همه زمینه ها ست و مطلق بوده یا فقط در محدوده خاص امامت است  و به دیگر محدوده های دین لطمه نمی زند ؟

امام صادق (ع) فرمودند : یعنی که جاهلیت او از سنخ جاهلیت کفار ، منافقین و گمراهان است و این همان جاهلیت مطلق است !

دارم فکر می کنم که واقعا به همین سادگی و بد مزگی می شود طعم جهل را چشید، آن هم نهایت جهل را ! یعنی این همه درسی که تا حالا خوانده ام همه اش هیچ ؟! یعنی این همه دکتر و مهندس و مقامات علمی و ... همراهش یعنی هیچ ؟ این همه کتابخانه و کتابخانه و اینترنت و مجله یعنی هیچ ؟!

یعنی اگر کسی همه علم ها را بداند ، اما عملش وابسته نباشد به معرفت امام عصر (عج) او یک ادم جاهل بیش نیست.

 

می شینم مثل یه چرتکه انداز حساب می کشم از خودم ! با یک حساب سر انگشتی ساده می تونم بفهمم شناخت من از امام زمانم چقدر است . یک کمی اش که همین نشانه های اخرالزمان هست ! یک کمیشم روضه و مداحی ! یه کمیشم زیارت اهل بیت و جمکران ، یه کمیشم اللهم عجل لولیک الفرج توی صحن گوهر شاد مولا ! همین !!!

 

اما شناخت خود امام عصر (عج) کجاست ؟ نمی دانم ! و این که یک شناخت چقدر به لحظه لحظه ی زندگی ام ، نیت هایم ، تصمیم گیریهایم ، رفتارهایم ، اعتقاداتم ، و داشته هایم و ... جهت داده ؟ نمی دانم ! اینکه زندگی ام چقدر مطابق با سیره زندگی اش است نمی دانم ! اصلا چقدر سیرت زندگی اش را میدانم ، نمی دانم !

 

کتاب را دوباره برمی دارم ( قول میدم  بار اخر باشه که برداشتم ) حضرت محمد(ص) فرمودند : "ظهور همچون قیامت است " ، جز این نیست که به طور ناگهانی برایتان رخ میدهد ، پس ظهور وقتی اتفاق خواهد افتاد که برحسب ظاهر و روی نشانه های مورد انتظار ، اصلا انتظار وقوع أن نمی رود وکاملا ناگهانی است .

 

حس میکنم یه سوال وحشتناک روی دانه دانه سلول های ذهنم راه می رود ! اینکه اگر ظهور قرار است تا این حد ناگهانی باشد ، شاید همین فردا . پس فردا . امشب. نمی دانم و از طرفی زندگی بدون معرفت امام عصر (عج) جهل مطلق باشد ، پس آن لحظه ی ناگهانی ظهور که یکهو قرار است روز بشود و حضرت بیایند ، اما من هنوز در همین زندگی و جهل مطلق باشم ....

آن لحظه که همه حقایق عالم یکهـــــــــــو آدم های جاهل را در بر می گیرد ، به نظرت راه فرار کجاست ؟  خدا نکنه ما هم مثل آدمای زمان امام حسین (ع) بهونه همسر و فرزند و رفتن به خانه  برا آوردن شمشیر رو و..... بیاریم .

پس  از همین امروز خودمون رو برا اون روز اماده کنیم .

ببخشید که طولانی شد   

یا علی ...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 22:45  توسط خادم الرضا  | 

یا مهدی ادرکنی عجل علی ظهورک

بسم الله الرحمن الرحيم

 

توجه امام مهدي (عليه السلام) به شيعيان خويش

 

« إِنّا غَيْرُ مُهْمِلينَ لِمُراعاتِكُمْ، وَ لا ناسينَ لِذِكْرِكُمْ، وَ لَوْ لا ذلِكَ لَنَزَلَ بِكُمُ اللاَّْواهُ، وَ اصْطَلَمَكُمُ الاَْعْداءُ. فَاتَّقُوا الله َ جَلَّ جَلالُهُ  وَ ظاهِرُونا » : 

 ما در رعايت حال شما كوتاهي نمي كنيم و ياد شما را از خاطر نبرده ايم ، كه اگر جز اين بود گرفتاري ها به شما روي  مي آورد و دشمنان، شما را ريشه كن مي كردند. از خدا بترسيد و ما را پشتيباني كنيد .

 

اين المومل لاحيا الكتاب وحدوده اين محيي معالم الدين و اهله ؟

 

كجاست آنكه براي زنده كردن كتاب خدا و حدود آن آرزويش را دارند؟ كجاست زنده كننده آثار دين و اهل آن ؟

 

Where is the expected one who will enliven the book and its limits ? where is the enlivener of the facts of religion and its adherents?

***************************************************

اين طامس اثار الزيع و الاهواء ؟

 يعني كجاست محو كننده آثار كج روي و هوا پرستي؟

where is the destroyer of the signs of evil disease and

egoistic tindencies?

***************************************************

اين مستاصل اهل عناد و التضليل و الالحاد ؟

كجاست ريشه كن كننده اهل عناد و گمراهي و الحاد؟

Where is the eradicator of the followers of obstinacy , and the renegade ?

***************************************************

اين معز الاوليا و مذل الاعدا ؟

كجاست عزيز كننده اوليا و ذليل كننده دشمنان ؟

Where is the one who honors the friends and debases the enemies ?

***************************************************

اين جامع الكلمه علي التقوي ؟

كجاست گردآورنده كلمه بر تقوي و پرهيزكاري ؟

Where is the accumulator of words of piety ?

***************************************************

اين الطالب بدم المقتول بكربلا ؟

كجاست طالب خون مقتول كربلا ؟

Where is the avenger of the blood of the one who was killed in karbala ?

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 22:55  توسط خادم الرضا  | 

یا رضا مددی

شاید به اندازه یک کبوتر !

غريبه نيستم هر چند غریب باشم . گستره مهربانی شما هم آقا ، غریبه و آشنا نمی شناسد ، چه رسد به غریب . سهم من از این همه مهربانی شاید به اندازه پیاله های آبی باشد که در سقا خانه شما دست به دست می شود ، سهم من شاید به اندازه کبوترانی باشد که هر روز پنج وعده نماز عشق را شاهدند و فاصله صبح تا شب و شب تا صبح را به ترنمی از نگاه شما سر می کنند.

آقای من ! ای نامتان راز عشق ، ای عشقتان راز بودن ، کم ازآهو نگاهم نخواهید فرمود و به اندازه کبوتر مجال پروازم خواهید بخشید تا بتوانم بی هیچ خجالتی با چشمانی که از شرمساری همراه است نماز تماشایتان را قد قامت بخوانم و با همین زبان که حیای یک شوریده حال در آن است شما را "آقای من " بخوانم . پس بگذارید بگویم آقای من که نام شما بزرگم می کند و یاد شما معرفتم .

اصلا مهم نیست من که هستم ، مهم این است که شما نور مطلقید و خورشید – اگر قابل باشد – شرابه ای از نگاه شما و خورشید هم آنقدر نگاهش را به عدالت قسمت میکند که خشت های خام هم به اندازه آینه ها از خورشید سهم می برند و من همان خشت خام هستم ، محتاج پیری ره یافته که گوهر عشق شما را در من کشف کند و دستم را بگیرد و تا معرفت نام شما رفعتم بخشد .

آقای من آقای من آقای من ! ای أنکه نامت طراوتم می بخشد و یادت قیامت عشق را در جانم برپا میکند.

من سجاده ام را جایی پهن می کنم که دو قبله در امتداد نمازم باشد و خوب میدانم پشت به دریا  هیچ نماز بارانی مستجاب نمی شود ، پس نمازم را زمانی میخوانم که دریای کرم شما در مسیر قبله ام باشد .

من خاکم اما مطئنم نگاه شما روزی کیمیا خوهد کرد مرا...

من خاکم اما مطئنم نگاه شما روزی کیمیا خوهد کرد مرا...

 

 

 

 

به لطف و شکر خدا امشب برای بار سوم به روز شد البته به ساعت شد ....

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 1:57  توسط خادم الرضا  | 

یا رضا

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم شهریور 1385ساعت 23:39  توسط خادم الرضا  | 

حدیث

حضرت امام رضا (ع)  

عقل شخص مسلمان تمام نيست ، مگر اين كه ده خصلت را دارا باشد : از او اميد خير باشد ، از بدي او در امان باشند ، خير اندك ديگري را بسيار شمارد ، خير بسيار خود را اندك شمارد ، هرچه حاجت از او خواهند دلتنگ نشود ، در عمر خود از دانش طلبي خسته نشود ، فقر در راه خدايش از توانگري محبوبتر باشد ، خواري در راه خدايش از عزت با دشمنش محبوبتر باشد ، گمنامي را از پرنامي خواهانتر باشد . سپس فرمود : دهمي چيست و چيست دهمي ! به او گفته شد : چيست ؟ فرمود : احدي را ننگرد جز اين كه بگويد او از من بهتر و پرهيزگارتر است

حضرت امام رضا (ع)  

مؤمن ، مؤمن واقعي نيست ، مگر آن كه سه خصلت در او باشد : سنتي از پروردگارش و سنتي از پيامبرش و سنتي از امامش . اما سنت پروردگارش ، پوشاندن راز خود است ، اما سنت پيغمبرش ، مدارا و نرم رفتاري با مردم است ، اما سنت امامش صبر كردن در زمان تنگدستي و پريشان حالي است

حضرت امام رضا (ع)  
پنهان كننده كار نيك ( پاداشش ) برابر هفتاد حسنه است و آشكار كننده كار بد سرافكنده است ، و پنهان كننده كار بد آمرزيده است

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم شهریور 1385ساعت 23:18  توسط خادم الرضا  | 

آغاز به کار با نام و یاد خدا و مدد مولا علی بن موسی الرضا سلام الله علیها

بسم رب الرضا

 

 

امام علی بن موسی الرضا علیه السلام می فرمایند :

« ای فرزند شبیب ؛ اگر دوست داری که با ما در درجات برتر و باغ های بهشت همراه باشی ؛ به سبب اندوه ما اندوهگین و به سبب سرور و خوشحالی ما مسرور و خوشحال باش و ولایت ما را باور داشته باش . همانا اگر کسی سنگی را دوست بدارد هر آینه خداوند او را در قیامت با آن محشور می کند .»

 

امالی شیخ صدوق صفحه 113

 

 

سلام علیکم

 

ان شا الله به حول و قوه الهی و در پناه و عنایات خاصه حضرت از این پس با شما خواهیم بود و حداقل هفته ای یک یا دو مرتبه با مطالب جدید در خدمت شما خواهیم بود .

امید است با نظرات و توجهات خاصه خودتان ما را همیاری بفرمایید .

شاد باشید * بر محمد و آل محمد صلوات .

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 0:15  توسط خادم الرضا  |