تبليغاتX
صلی الله علیک یا علی بن موسی الرضا (ع)

صلی الله علیک یا علی بن موسی الرضا (ع)

دعا کنید بیاید یگانه منتقمش --- دعا برای ظهورش عقیده زهراست

ولادت امام رضا علیه السلام

آن گاه كه درهاى آسمان گشوده شد و پرتوى از نور رخشان امامت بر زمين تابيد، مژده اى شادي بخش، دلهاى زمينيان را فراگرفت وتاريكناى سلطه گرى وهواپرستى، با زايش رهبرى ربّانى ورهاننده، به رسوايى افتاد.
يازدهم ذى القعده سال 148 هجرى كه امام رئوف ما زاده شد، وعلى بن موسى الرضا عليه السلام به عنوان سرچشمه اى از نيكى ومهربانى وهدايت رخ نمود، پناهگاهى پديد آمد كه خدا پرستان را در خود گرد آورد.
زاد روز آن رهبر هشتمين بر شيفتگان حضرتش خجسته باد.

یا علی موسی الرضا

 

برای دیدن تازه ترین عکس های حرم مولا اینجا  کلیک کنید

 

ولادت آقا علی بن موسی الرضا علیه السلام را اولا به پیشگاه با عظمت قطب دایره امکان مولا صاحب الزمان حضرت مهدی عجل الله و سپس به شما تبریک عرض می کنم .

امید است سال اینده چنین روزی در کنار حرم مطهر مولا علی بن موسی الرضا علیه السلام همراه با مولایمان حضرت مهدی جشن بگیریم به امید ان روز .... انان که ارزویشان مثل من است ثلامتی مولا صلوات ....

 

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آذر 1385ساعت 16:18  توسط خادم الرضا  | 

تولد و برات از اتش جهنم

بسم الله الرحمن الرحیم

 

می دونم امشب شب سوم شهادت حضرت علیه و باید تسلیت گفت

اما شب رحمته و شب استغفار

شب بزرگی است

شب راز و نیاز و عشق

امشب خیلی ها از اتش دور می شوند و برات نجات می گیرند انگار که تازه متولد شده اند و پاک پاک هستند

اری امشب شب تولد هاست شب شادی

در این میان شادی شب تولد عزیزی است مهربان و دوست داشتنی و با نمک

شب تولد خادم الرضا (خودم )

اخه من شب ۲۳ ماه مبارک به دنیا اومدم

من به دو مناسبت شادم

هم شب تولدمه هم شب برات

من این شب فرخنده و گرامی رو اولا به خودم و سپس به تموم شما دوستان تبریک می گم

ان شا الله خبر تولد 120 سالگیمو بهتون بدم

شاد باشید سلامتیش صلوات

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت 4:4  توسط خادم الرضا  | 

حضرت خدیجه سلام الله علیها

حضرت خديجه سلام الله عليها مادر امت

محمد محسن طبسى

سخن از خديجه ، سخن از يك دنيا عظمت و پايدارى و استقامت درراه هدف است . به حق قلم فرسايى در باره كسى كه خداوند بر اوسلام و درود فرستاد ، بسى مشكل است . اما به مصداق «مالا يدرك ‏كله لا يترك كله ،» به بررسى گوشه‏هايى از شخصيت و زندگى اين‏بزرگ بانو مى‏پردازيم :

ولادت و خانواده

خديجه (س) 68 سال قبل از هجرت بدنيا آمد . خانواده‏اى كه‏خديجه را پرورش داد ، از نظر شرافت‏خانوادگى و نسبت‏هاى‏خويشاوندى ، در شمار بزرگترين قبيله‏هاى عرب جاى داشت . اين‏خاندان در همه حجاز نفوذ داشت . آثار بزرگى و نجابت و شرافت ازكردار و گفتار خديجه پديدار بود .

خديجه از قبيله هاشم بود و پدر و اقوامش از ثروتمندان قريش‏بودند . پدرش خويلدبن اسد قريشى نام داشت . مادرش فاطمه دخترزائد بن اصم بود .

اخلاق خديجه (س)

خديجه در بين اقوام خود يگانه و ممتاز و ميان اقران كم نظيربود . او به فضيلت اخلاقى و پذيرايى‏هاى شايان بسيار معروف بود وبدين جهت زنان مكه به وى حسد مى‏ورزيدند .

دخترت خويلد در سجايا و كمالات اخلاقى زبانزد و نمونه بود و به‏حق ايشان كفو خوبى براى پيامبر (ص) بود . بى‏ترديد مى‏توان گفت‏كه اين سجايا و فضايل اخلاقى سبب شد تا خديجه براى همسرى پيامبراكرم (ص) شايسته شمرده شود . طبق روايات ، او براى پيامبراكرم (ص) ياورى صادق بود .

آيا خديجه (س) قبل از پيامبر (ص) ازدواج كرده بود ؟

معروف است اولين كسى كه به خواستگارى خديجه آمد يكى ازبزرگان عرب به نام «عتيق بن عائذ مخزومى‏» بود . او پس ازازدواج با خديجه ، در جوانى در گذشت و اموال بسيارى براى خديجه‏ارث گذاشت . پس از او «ابى‏هاله بن المنذر الاسدى‏» كه يكى ازبزرگان قبيله خود او بود ، با وى ازدواج كرد . ثمره اين پيوندفرزندى به نام «هند» بود كه در كودكى در گذشت . ابى‏هاله‏نيز پس از چندى ، وفات يافت و ثروت بسيار از خويش بر جاى نهاد.

هرچند اين مطلب كه پيامبر اكرم (ص) سومين همسر خديجه بود وجز عايشه با دوشيزه‏اى ازدواج نكرد ، نزد عامه و خاصه معروف است; ولى مورد تاييد همگان نيست . جمعى از مورخان و بزرگان ، نظرمخالف دارند ; براى مثال «ابوالقاسم كوفى‏» ، «احمد بلاذرى‏» ، «علم الهدى‏» ، (سيدمرتضى) در كتاب «شافى‏» و «شيخ طوسى‏» در «تلخيص شافى‏» آشكارا مى‏گويند كه خديجه ،هنگام ازدواج با پيامبر ، «عذرا» بود . اين معنا را علامه‏مجلسى نيز تاييد كرده است . او مى‏نويسد : «صاحب كتاب انوارو البدء» گفته است كه زينب و رقيه دختران هاله ، خواهر خديجه‏بودند .

برخى از معاصران نيز چنين ادعا كرده‏اند و براى اثبات ادعاى‏خود كتابهايى نوشته‏اند .

آشنايى با حضرت محمد (ص)

فضايل اخلاقى خديجه ، بسيارى از بزرگان و صاحب منصبان عرب رابه فكر ازدواج با وى مى‏انداخت . ولى خاطرات همسر پيشين به وى‏اجازه نمى‏داد شوهرى ديگر انتخاب كند . تا اينكه با مقامات‏معنوى حضرت محمد (ص) آشنا شد و آن دو غلامى كه براى تجارت‏همراه پيامبر (ص) فرستاده بود ، مطالب و معجزاتى كه از وى‏ديده بودند ، براى خديجه نقل كردند . خديجه فريفته اخلاق و كمال‏و مقامات معنوى پيامبر (ص) شد . البته او از يكى ازدانشمندان يهود و نيز ورقه بن نوفل ، كه از علماى بزرگ عرب وخويشان نزديك خديجه به شمار مى‏رفت ، در باره ظهور پيغمبرآخرالزمان و خاتم الانبيا (ص) مطالبى شنيده بود . همه اين‏عوامل موجب شد تا خديجه حضرت محمد (ص) را به همسرى خودانتخاب كند .

ازدواج خديجه

زفاف خديجه با حضرت محمد (ص) 2 ماه و 75 روز پس از بازگشت‏از سفر تجارت شام تحقق يافت . در آن زمان ، حضرت‏محمد (ص) 25سال داشت و خديجه چهل ساله بود . ابن عباس سن ايشان را 28 سال‏نقل مى‏كند . هرچند بعضى از مورخان اهل‏سنت‏سعى مى‏كنند اين سخن‏را رد كنند ; چون راوى آن محمد بن صائب كلبى از شيعيان است وآنها او را ضعيف مى‏دانند .

خديجه به سبب علاقه به حضرت محمد (ص) و مقام معنوى او بارسول خدا ازدواج كرد و تمام دارايى و مقام و جايگاه فاميلى خودرا فداى پيشرفت مقاصد همسرش ساخت .

در عقد ازدواج حضرت محمد (ص) و خديجه ، عبدالله بن غنم به‏آنها چنين تبريك گفت :

هنيئا مريئا يا خديجه قد جرت لك الطيرفيما كان منك باسعد

تزوجت‏خير البريه كلها و من ذا الذى فى الناس مثل محمد ؟

و بشر به البران عيسى بن مريم و موسى ابن عمران فياقرب موعد

اقرت به الكتاب قدما بانه رسول من البطحاء هادو مهتد

گوارا باد بر تو اى خديجه كه طالع تو سعادتمند بوده و بابهترين خلايق ازدواج كردى . چه كسى در ميان مردم همانند محمد (ص) است . محمد (ص) كسى است كه حضرت عيسى و موسى به آمدنش‏بشارت داده‏اند و كتب آسمانى به پيامبرى او اقرار داشتند .

رسولى كه سر از بطحاء (مكه) در مى‏آورد و او هدايت كننده وهدايت‏شونده است .

احترام پيغمبر خدا (ص) به خديجه

احترام حضرت محمد (ص) به خديجه ، به خاطر عقيده و ايمان اوبه توحيد بود .

خصال خديجه (س)

خديجه از بزرگترين بانوان اسلام به شمار مى‏رود . او اولين زنى‏بود كه به اسلام گرويد ; چنان كه على‏بن ابى‏طالب (ع) اولين‏مردى بود كه اسلام آورد . اولين زنى كه نماز خواند ، خديجه بود. او انسانى روشن بين و دور انديش بود . با گذشت ، علاقه‏مند به‏معنويات ، وزين و با وقار ، معتقد به حق و حقيقت و متمايل به‏اخبار آسمانى بود . همين شرافت‏براى او بس كه همسر رسول خدا (ص) بود و گسترش اسلام به كمك مال و ثروت او تحقق يافت .

خديجه از كتب آسمانى آگاهى داشت و علاوه بر كثرت اموال و املاك، او را «ملكه بطحاء» مى‏گفتند . از نظر عقل و زيركى نيزبرترى فوق العاده‏اى داشت و مهمتر اينكه حتى قبل از اسلام وى را«طاهره‏» و «مباركه‏» و «سيده زنان‏» مى‏خواندند .

جالب اين است او از كسانى بود كه انتظار ظهور پيامبر اكرم (ص) مى‏كشيد و هميشه از ورقه‏بن نوفل و ديگر علما جوياى نشانه‏هاى‏نبوت مى‏شد . اشعار فصيح و پر معناى وى در شان پيامبر اكرم (ص) از علم و ادب و كمال و محبت او به آن بزرگوار حكايت مى‏كند .

نمونه‏اى از اشعار خديجه در باره پيامبراكرم (ص) چنين است :

فلواننى امسيت فى كل نعمه و دامت لى الدنيا و تملك الاكاسره

فما سويت عندى جناح بعوضه اذا لم يكن عينى لعينك ناظره

اگر تمام نعمتهاى دنيا از آن من باشد و ملك و مملكت كسراها وپادشاهان را داشته باشم ، در نظرم هيچ ارزش ندارد زمانى كه چشم‏به چشم تو نيافتند .

ديگر خصوصيت‏خديجه اين است كه او داراى شم اقتصادى و روح‏بازرگانى بود و آوازه شهرتش در اين امر به شام هم رسيده بود .

البته سجاياى اخلاقى حضرت خديجه چنان زياد است كه قلم از بيان‏آن ناتوان است . پيامبر اكرم (ص) مى‏فرمايد : «افضل نساء اهل الجنه خديجه بنت‏خويلد و فاطمه بنت محمد ومريم بنت عمران و آسيه بنت مزاحم .»

چه مى‏توان گفت در شان كسى كه مايه آرامش و تسلاى خاطر رسول‏خدا (ص) بود ؟ ! در تاريخ مى‏خوانيم : «حضرت محمد (ص) هر وقت از تكذيب قريش و اذيت‏هاى ايشان‏محزون و آزرده مى‏شدند ، هيچ چيز آن حضرت را مسرور نمى‏كرد مگرياد خديجه ; و هرگاه خديجه را مى‏ديد مسرور مى‏شد»

ذهبى مى‏گويد : مناقب و فضايل خديجه بسيار است ; او از جمله‏زنان كامل ، عاقل ، والا ، پاى‏بند به ديانت و عفيف و كريم و ازاهل بهشت‏بود . پيامبر اكرم (ص) كرارا او را مدح و ثنا مى‏گفت‏و بر ساير امهات مومنين ترجيح مى‏داد و از او بسيار تجليل مى‏كرد. به حدى كه عايشه مى‏گفت : بر هيچ يك از زنان پيامبر (ص) به‏اندازه خديجه رشك نورزيدم و اين بدان سبب بود كه پيامبر (ص)بسيار او را ياد كرد .

درود خدا بر خديجه

خديجه كبربى چنان مقام والايى داشت كه خداوند عزوجل بارها براو درود و سلام فرستاد . طبق روايتى از حضرت امام محمد باقر (ص) : پيامبر اكرم (ص) هنگام باز گشت از معراج ، به جبرئيل‏فرمود : «آيا حاجتى دارى ؟»

جبرئيل عرض كرد : خواسته‏ام اين است كه از طرف خدا و من به‏خديجه سلام برسانى‏»

در روايتى ديگر مى‏خوانيم : روزى خديجه به طلب رسول خدا (ص) بيرون آمد . جبرئيل به‏صورت مردى با وى رو به رو شد و از خديجه احوال رسول‏خدا (ص)را پرسيد . خديجه نمى‏توانست‏بگويد رسول خدا (ص) در كجا به سرمى‏برد . او مى‏ترسيد اين مرد از كسانى باشد كه قصد كشتن پيغمبر(ص) را دارد . وقتى كه خدمت آن حضرت رسيد و قصه باز گفت ،حضرت محمد (ص) فرمود : «آن جبرئيل بود و امر كرد كه از خداتو را سلام برسانم .»

نقش خديجه در پيشبرد اسلام

وقتى حضرت خديجه دريافت كه سعادتمند شده ، هرچه داشت در راه‏پيشرفت و موقعيت پيغمبر اسلام (ص) انفاق كرد . او تمام اموال‏خويش را به پيامبر (ص) بخشيد و در راه نشر اسلام به مصرف‏رساند . تا جايى كه هنگام ارتحال ، پارچه‏اى براى كفن نداشت .

ابن اسحاق جمله‏اى در شان خديجه دارد كه گوياى همكارى وصداقت او در پيشبرد اسلام است . او مى‏گويد : «خديجه ياور صادق‏و با وفايى براى پيامبر (ص) بود و مصيبت‏ها در پى رحلت‏خديجه‏و ابوطالب بر پيامبر (ص) سرازير شد .»

گويا اين دو ، در برابر هجوم ناملايمات بر پيامبر اكرم (ص)، سدى بلند و مستحكم بودند .

اين جمله ، معروف كه اسلام رهين اخلاق پيامبر (ص) ، شمشيرعلى (ع) ، و اموال خديجه است از نهايت همكارى و صداقت‏خديجه‏پرده بر مى‏دارد .

فرزندان خديجه

در تعداد فرزندان حضرت خديجه ، ميان مورخان اختلاف است . به‏گفته مشهور : ثمره ازدواج رسول خدا و خديجه ، شش فرزند بود .

1- هاشم . 2- عبدالله . به اين دو «طاهر» و «طيب‏»مى‏گفتند . . 3- رقيه . 4- زينب 5- ام كلثوم . 6- فاطمه .

رقيه بزرگترين دخترانش بودو زينب ، ام كلثوم و فاطمه به‏ترتيب پس از رقيه قرار داشتند . پسران خديجه پيش از بعثت‏پيامبر (ص) ، بدرود زندگى گفتند . ولى دخترانش ، نبوت پيامبر(ص) را درك كردند .

گروهى از محققان معتقدند : قاسم و همه دختران رسول خدا (ص)پس از بعثت‏به دنيا آمدند و چندروز پس از پيامبر خدا (ص) به‏مدينه هجرت كردند .

وصيت‏خديجه

حضرت خديجه (س) سه سال قبل از هجرت بيمار شد . پيغمبر (ص) به عيادت وى رفت و فرمود : اى خديجه ، «اما علمت ان الله‏قد زوجنى معك فى الجنه‏» ; آيا مى‏دانى كه خداوند تو را دربهشت نيز همسرم ساخته است ؟ !

آنگاه از خديجه دل جويى و تفقد كرد ; او را وعده بهشت داد ودرجات عالى بهشت را به شكرانه خدمات او توصيف فرمود .

چون بيمارى خديجه شدت يافت ، عرض كرد : يا رسول الله ! چند وصيت دارم : من در حق تو كوتاهى كردم ، مرا عفو كن .

پيامبر (ص) فرمود : هرگز از تو تقصيرى نديدم و نهايت تلاش‏خود را به كار بردى . در خانه‏ام بسيار خسته شدى و اموالت را درراه خدا مصرف كردى .

عرض كرد : يا رسول الله ! وصيت دوم من اين است كه مواظب اين‏دختر باشيد . و به فاطمه زهرا (س) اشاره كرد . چون او بعد ازمن يتيم و غريب خواهد شد . پس مبادا كسى از زنان قريش به اوآزار برساند . مبادا كسى به صورتش سيلى بزند . مبادا كسى بر اوفرياد بكشد . مبادا كسى با او برخورد غير ملايم و زننده‏اى داشته‏باشد .

اما وصيت‏سوم را شرم مى‏كنم برايت‏بگويم . آن را به‏فاطمه عرض مى‏كنم تا او برايت‏بازگو كند . سپس فاطمه را فراخواند و به وى فرمود : «نور چشمم ! به پدرت رسول الله بگو :مادرم مى‏گويد : من از قبر در هراسم ; از تو مى‏خواهم مرا درلباسى كه هنگام نزول وحى به تن داشتى ، كفن كنى .»

پس فاطمه زهرا (س) از اتاق بيرون آمد و مطلب را به پيامبر(ص) عرض كرد . پيامبر اكرم (ص) آن پيراهن را براى خديجه‏فرستاد و او بسيار خوشحال شد . هنگام وفات حضرت خديجه ، پيامبراكرم (ص) غسل و كفن وى را به عهده گرفت . ناگهان جبرئيل درحالى كه كفن از بهشت همراه داشت ، نازل شد و عرض كرد : يا رسول‏الله ، خداوند به تو سلام مى‏رساند و مى‏فرمايد : «ايشان اموالش‏را در راه ما صرف كرد و ما سزاوارتريم كه كفنش را به عهده‏بگيريم .»

وفات خديجه (س)

خديجه در سن 65 سالگى در ماه رمضان سال دهم بعثت در خارج ازشعب ابوطالب جان به جان آفرين تسليم كرد . پيغمبر خدا (ص)شخصا خديجه را غسل داد ، حنوط كرد و با همان پارچه‏اى كه جبرئيل‏از طرف خداوند عزوجل براى خديجه آورده بود ، كفن كرد . رسول‏خدا (ص) شخصا درون قبر رفت ، سپس خديجه را در خاك نهاد وآنگاه سنگ لحد را در جاى خويش استوار ساخت . او بر خديجه اشك‏مى‏ريخت ، دعا مى‏كرد و برايش آمرزش مى‏طلبيد . آرامگاه خديجه درگورستان مكه در «حجون‏» واقع است .

رحلت‏خديجه براى پيغمبر (ص) مصيبتى بزرگ بود ; زيرا خديجه‏ياور پيغمبر خدا (ص) بود و به احترام او بسيارى به حضرت محمد(ص) احترام مى‏گذاشتند و از آزار وى خوددارى مى‏كردند .

ياد خديجه

رسول خدا (ص) با اين كه بعد از رحلت‏حضرت خديجه (س) بازنانى چند ازدواج كرد ; ولى هرگز خديجه را از ياد نبرد . عايشه‏مى‏گويد : هر وقت پيغمبرخدا (ص) ياد خديجه مى‏افتاد ، ملول وگرفته مى‏شد و براى او آمرزش مى‏طلبيد . روزى من رشك ورزيدم وگفتم : يا رسول الله ، خداوند به جاى آن پيرزن ، زنى جوان وزيبا به تو داد .

پيغمبر (ص) ناگهان بر آشفت و خشمگينانه دست‏بر دست من زد وفرمود : خدا شاهد است‏خديجه زنى بود كه چون همه از من رومى‏گردانيدند ، او به من روى مى‏كرد ; و چون همه از من مى‏گريختند، به من محبت و مهربانى مى‏كرد ; و چون همه دعوت مرا تكذيب‏مى‏كردند ، به من ايمان مى‏آورد و مرا تصديق مى‏كرد . در مشكلات‏زندگى مرا يارى مى‏داد و با مال خود كمك مى‏كرد و غم از دلم‏مى‏زدود .

حضرت امام صادق (ع) فرمود : «وقتى خديجه از دنيا رفت ،فاطمه كودكى خردسال بود ، نزد پدر آمد و گفت : «يا رسول الله‏امى‏» ; مادرم كجاست ؟

پيامبر (ص) سكوت كرد . جبرئيل نازل شد و گفت : خدايت‏سلام‏مى‏رساند و مى‏فرمايد : به زهرا بفرما ، مادرت در بهشت و در كاخ‏طلايى كه ستونش از ياقوت سرخ است و اطرافش آسيه و مريم هستند ،جاى دارد .

وفات حضرت خديجه ماه رمضان سال دهم بعثت

در ماه مبارك رمضان سال دهم بعثت‏خديجه بانوى فداكار و همسر بى نهايت مهربان حضرت رسول (صلى الله عليه و آله) در روز دهم به سن شصت و پنج‏سالگى از دنيا رفت، و پيامبر (صلى الله عليه و آله) او را با دست مبارك خويش در حجون مكه (قبرستان ابوطالب) به خاك سپرد، و حزن در گذشت او پيامبر (صلى الله عليه و اله) را بسيار محزون ساخت كه پيامبر (صلى الله عليه و آله) سال در گذشت‏حضرت خديجه را «عام الحزن‏» سال اندوه نام نهاده، بلى خديجه همسر بى‏همتاى پيامبر (صلى الله عليه و آله) بانوئى كه از ثروت او اسلام رونق يافت و پشت پيامبر (صلى الله عليه و آله) راست‏شد، بايد سال در گذشتش را «عام الحزن‏» نام نهاد و مصيب پيامبر (صلى الله عليه و اله) شدت گرفت، زيرا كه پيامبر (صلى الله عليه و اله) مادر شايسته دخترش زهراى مرضيه را از دست داده و يارى همچون خديجه را هرگز به دست نخواهد آورد.

به خدا سوگند بهتر از خديجه را خدا به من عوض نداده

عايشه گفت پيامبر (صلى الله عليه و آله) از خانه بيرون نمى‏رفت مگر آنكه خديجه سلام الله عليها را ياد مى‏كرد، و بر او به خوبى و نيكى مدح و ثنا مى‏نمود، روزى از روزها غيرت مرا فرا گرفت، گفتم: او پيره زنى بيش نبود، و خدا بهتر از او به شما عوض داده است، پيامبر (صلى الله عليه و آله) غضبناك شد، به طورى كه موى جلوى سرش از غضب تكان مى‏خورد سپس فرمود: نه به خدا قسم بهتر از او را خدا به من عوض نداده، او به من ايمان آورد هنگامى كه مردم كافر بودند، و تصديق كرد مرا، هنگامى كه مردم مرا تكذيب مى‏كردند و در اموال خود با من مواسات كرد، وقتى مردم مرا محروم ساختند، و از او فرزندانى خدا روزى من كرد كه از زنان ديگر محروم فرمود، «يعنى خدا فاطمه را از او به من عنايت فرمود»

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم مهر 1385ساعت 21:40  توسط خادم الرضا  | 

امام رضا منو ببخش

 

 

اومدی به پیشم یه روزی                                                   

گفتی بد حالم و ریشم یه روزی

من امام رضای مهربونترم                                                

من همیشه یار و همزبونتم

اومدی عهدایی بستی یادته؟                   

                                       دلتو به ضریح بستی یادته؟

زیر گنبدم نشستی یادته؟                                                    

چرا باز توبه شکستی یادته؟

اومدم توبه نمودم یادمه                                                     

راز دل با تو گشودم یادمه

سرود اشتی رو خوندم یادمه                                               

اما رو حرفم نموندم یادمه

رفتی از حرم به شهرت یادته؟                                            

آبروی منو بردی یادته؟

گله از چشم تو دارم میدونی؟                                               

با گناه بردی همه قرارم میدونی

میدونم که خیلی پستم آقا جون                                             

توبه هامو زودی شکستم آقا جون

تو که میدونی من ادم نمی شم                                             

چرا باز میگیری دستم اقا جون

تو به من ابرو میدی با وفا                                                 

پرده رو بدیم کشیدی هر کجا

 

منو بی وفا که ادم نمی شم                                                 

مهربونیت منو کرده بی حیا

 

میدونم ای عاشق رو سیهم                                                  

پرده تاب از دل تو یه نگهم

میدونم یه روز میای پیش خودم                                           

میدونم یه روز میای تو بغلم

میدونم هر چی که بد باشی ولی                                           

عاشق حسینی و یار علی

گرچه تو بی وفا وبی کرمی                                               

میدونم که سوخته مادرمی

تو رو با همه بدیهات می خرم                                            

روز محشر پیش زهرا می برم

میدونم یه رو ز به پیش من میای                                          

میدونم چقد ابالفضل رو میخوای

سرودایی که خوندی یادته؟                                                

رو دلت غمی نشوندی یادته؟

توی مسجد گوهرشاد دیدمت                                               

میون ناله و فریاد دیدمت

چشای قشنگ پر اشکتو، من                                               

دوس دارم مراقبش باش ، سینه زن

من نمیخوام تو گناه ببینمت                                                 

توی شهوت و تباه ببینمت

ولی باز منو فروختی یادته؟                                               

چشم به نامحرما دوختی یادته؟

حیف این عشق قشنگت گل من                                           

قول بده عاشق بشی ای سینه زن

آقا جون دیگه میخوام ادم بشم                                             

به تو و به مادرت محرم بشم

من غلط کردم حلالم کن آقا                                                 

من دیگه نمی شکنم دل شما

قول میدم به روی ماهت آقا جون                                         

به جون گنبد طلایت آقا جون

قول میدم به جون مادرت آقا                                               

قول میدم به خون پاک شهدا

همیشه عبد و غلامت می مونم                                            

به خدا کفتر بامت می مونم

قول میدم با تموم مردونگیم                                                

دیگه جز اسم تو چیزی نخونم

 

 

 

 

یا امام رضا ع مدد

 

سستی در نماز هجده بلا دارد:

البته منظورم اونهایی است که نماز می خونند اما سستی دارند نماز نخون ها که کارشون جداست

شش تا در دنیا

سه تا هنگام مرگ

سه تا در قبر

سه تا در قیامت

سه تا وقت عبور از صراط

اما در دنیا

 یک و دو - برکت از رزق و زندگیش برداشته می شود

سه - نور از صورتش بر می گردد

چهار - بهره ای از اسلام بی وی ندهند

 پنج - دعای صالحان در حقش مستجاب نگردد

شش -دعایش اجابت نشود

 

اما به هنگام مرگ

به ذلت جان دهد

تشنه شود بطوری که اگر تمام ابهای دنیا را بخورد سیراب نگردد

گرسنه شود بطوری که اگر تمام خوراکیهای دنیا را بخورد سیر نگردد

اما در قبر

غصه شدید و تاریکی

تنگی قبر و عذاب تا قیامت

محرومیت از بشارت ملائکه رحمت

 

اما در محشر

به صورت حیوان محشور می شود

نامه عملش را به دست چپ دهند

حسابش در محشر طولانی شود

 

اما بر پل صراط

خدا به او نظر رحمت نکند و از گناه پاکش نکند

عوضی و عذری از او نپذیرد

هزار سال برای حسابش نگاهش داردو سپس او را وارد جهنم کند

 

 

همه اینها مال کسانی است که نماز رو سبک بشمارند یعنی نماز اول وقت رو رها کنه و تنگ وقت نماز کنه و...

 

شیطان هزار مرتبه بهتر ز بی نماز

آن سجده را بر آدم نکرد و این بر خدا نکرد

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم مهر 1385ساعت 23:39  توسط خادم الرضا  | 

تاریخچه گنبد طلای امام رضا علیه السلام

گنبد مطهر

مشخص ترين نماد و نشانه بيرونى حرم مطهر امام رضا عليه السلام، گنبد طلايى آن است كه مجاوران و مسافران با ديدن آن بناى بشكوه، سلام ودرودى بر هشتمين امام نثار مى سازند.

بنا بر نقل كتب تاريخى ، نخستين گنبد بر فراز مزار قدسى حضرت امام رضا عليه السلام ، به فرمان سلطان سنجر سلجوقى (511 ـ 552 ق) و به كوشش وزير وى ، شرف الدين قمى ساخته شد. جنس آن گنبد از كاشى بود. گنبد آغازين همان است كه اينك از داخل حرم مطهر ديده مى شود و سطح مقعّر و مقرنس آينه كارى آن پيداست.
در دوران شاه طهماسب صفوى ، پس از جمع آورى خشتهاى كاشى ، گنبدى با روكش طلا بر فراز گنبد پيشين بنا شد. اين همان گنبدى است كه امروزه در نماى بيرونى به چشم مى آيد.

دلم تنگ توست یا امام غریب


در شورش ازبكها، خشتهاى طلاى گنبد به چپاول رفت.
در سال 1009ق كه شاه عباس صفوى از پايتخت آن روز، اصفهان، پياده رهسپار مشهد گرديد، مدتى در مشهد اقامت گزيد و دستور داد كه گنبد مطهر، بارديگر با خشتهايى از مس و روكش طلايى پوشيده شود و اين كار به دست كمال الدين محمود يزدى به تحقق پيوست. بر پايه آن چه در كتيبه گنبد ديده مى شود، اين كار در سال 1010ق آغاز شده و در سال 1116ق به پايان رسيده است. متن كتيبه گنبد كه اثر خامه خوشنويس نامدار ايرانى عليرضا عباسى است، و با قلم طلايى بر زمينه فيروزه اى به خط ثلث نوشته شده، چنين است:


بسم الله الرحمن الرحيم من عظائم توفيقات الله سبحانه ان وفق السلطان الاعظم مولى ملوك العرب و العجم صاحب النسب الطاهر النبوي و الحسب الباهر العلوي تراب اقدام خدام هذه الروضة المنورة الملكوتية مروّج آثار اجداده المعصومين السلطان ابن السلطان ابوالمظفر شاه عباس الموسوي الصفوي بهادرخان. فاستسعد بالمجيء ماشياّ على قدميه من دارالسلطنة اصفهان الى زيارة هذا الحرم الاشرف و قد تشرّف بزينة هذه القبة من خلّص ماله في سنة الف و عشر و تمّ في سنة الف و ستةعشر.

 

بنا براين، گنبدى كه اينك مشاهده مى شود، همان بنايى است كه حدود چهارصد سال از ساخت آن مى گذرد.
در سال 1084ق و در زمان شاه سليمان صفوى ، به دنبال وقوع زمين لرزه، به گنبد مطهر نيز آسيبهايى وارد آمد و شمارى از خشتهاى طلايى آن از جا كنده شد. وى دستور داد تا گنبد بازسازى شود و كتيبه اى بر آن افزوده گردد كه اين رخداد را حكايت نمايد. اين كتيبه اكنون به صورت چهار ترنج در اطراف گنبد مطهر ديده مى شود. متن كتيبه يادشده چنين است:

 

من ميامن منن الله سبحانه الذي زين السماء بزينة الكواكب و رصع هذه القباب العلى بدرر الدراري الثواقب ان استسعد السلطان الاعدل الاعظم و الخاقان الاكرم الافخم اشرف ملوك الارض حسبا و نسبا و اكرمهم خلقا و ادبا مروج مذهب اجداده الائمة المعصومين و محيي مراسم آبائه الطيبين الطاهرين السلطان بن السلطان شاه سليمان الصفوي الموسوي بهادرخان بتذهيب هذه القبة العرشية الملكوتية و تزيينها و تشرّف بتجديدها و تحسينها اذا تطرق اليه الانكسار و سقطت لبناتها الذهبية التي كانت تشرق كالشمس في رابعة النهار بسبب حدوث الزلزلة العظيمة في هذه البلدة الكريمة في سنة اربع و ثمانين و الف و كان هذه التجديد الجديد في سنة ثمانين و الف. كتبه محمدرضا امامي.

 

در سال 1353 شمسى خشتهاى طلايى گنبد كه شفافيّت خود را از دست داده بود، برداشتند و پس از رنگ آميزى مجدّد آن با آب طلا، آن را در جاى خود قرار دادند.

ابعاد گنبد به اين شرح است:
ارتفاع از كف حرم تا زير سقف گنبد درونى 8/18 متر
ارتفاع از كف حرم تا بالاى گنبد طلاى بيرونى 20/31 متر
ارتفاع از اوّل طلاكارى تا تيزه گنبد 40/16 متر
ارتفاع سر طوق گنبد 50/3 متر
محيط خارجى 10/42 متر

+ نوشته شده در  شنبه یکم مهر 1385ساعت 4:45  توسط خادم الرضا  | 

به علی بن موسی الرضا :الهی العفو

صلی الله علیک یا علی بن موسی الرضا روحی و جسمی لک الفدا بابی انت و امی و مالی و اسرتی و جیرانی و اخواتی  المومنین و المومنات و اخوانی و اعمامی و اخوالی و خالاتی و عماتی و اجدادی و جداتی و اولادهم و ذراریهم و ازواجی و ذریاتی و اقربایی و اصدقایی و جیرانی و اخوانی فیک من اهل مشرق و المغرب و لجمیع اهل مودتی من المومنین و المومنات و المسلمین و المسلمات الاحیا منهم و الاموات و لجمیع من علمنی خیرا و تعلم منی

 

می دونی ترجمه اش چی می شه :

امام رضا سلام بر تو با د

امام رضا روح و جسم و مالم ؛ پدر و مادرم ؛ برادرانم و خواهرانم مومن و مومنه ؛همسایگانم ؛ عمو و دایی و خاله و عمه اجدادم و جده هایم و فرزندان آنها و نزاد انها و همسرانم و نژادم و خویشانم و دوستانم و همسایه های من و برادرانم در شرق و غرب وهمه دوستانم مومن و مومنه مسلم و مسلمه ؛ مرده و زنده انها و هر که به من چیزی اموخت و یا از من اموخت همه آنها الهی فدای تو باد

نه فدای تو باد فدای یه تار موی تو

فدای کبوترای تو

الا غریب که درد غریب می دانی کجایی ؟

مولای من سرور من آقای من : دلم برا حرمت تنگ شده امام رضا خوب خوب خوب می دونم چقدر گناه کردم همه رو پوشوندی گفتی اون نبوده

چقدر در خونه ات بد کردم باز صدام زدی گفتی بیاد ادم می شه

امام رضا

دلم می خواد از اینجا تا کنج حرمت پر بکشم بیام تو حرمت داد بزنم ناله کنم فقط رضا رضا کنم

 

امام رضا هیچی جز عشق تو ندارم اون قدر در می زنم این خونه رو تا ببینم روی صاحب خونه رو

امام رضا

کاش می شد بیام حرمت دلم خیلی گرفته است دلم پر می کشه

 

اخه تو

حج منی ؛ کربلای من ؛ بهشت منی ؛ عشق منی ؛ نجف و کاظمین منی ؛

امام رضا

صحن های حرمت : صفا و مروه ی منه

اب سقاخونه تو ؛ اب زمزم منه

چراغ های سبز حرم ؛ گنبد خضرای منه

 

اما امام رضا برا هر چی بتونم مثال بیارم برا بقیع مادر نمی تونم مثال بیارم

پس می گم

 

ای کبوتر که پر می زنی دور گنبد طلا * تو که پرواز می کنی تو حرم امام رضا

من کبوتر بقیعم  با تو خیلی فرق دارم جای گنبد به روی خاکها سر می زارم

ای کبوتر که می سوزه صد تا چراغ دور تا دورت

من کبوتر بقیعم ......

 

ای امام رضا

 

امدم قبر تو را بوسیدم و رفتم به امیدی که شب اول قبر بیایی به کنارم

الهی صد بار بمیرم که تو یک بار بیایی

 

قربون کبوترای حرمت

قربون این همه لطف و کرمت ** قربون قدمت هات اقا

گفته ای که هر کی بیاد به پا بوسم

تو سه جا به دادش می رسم

.....

 

امام رضا من این چیزا رو نمی خوام

امام رضا من خودتو می خوام خود خود خودتو

 

اما هر کی که بره زیارت و امام رضا بازدیدشو نیایند بدونید مشکل از خودشه نه از مولا

هر کی سلام کرد جواب نشنید مشکل از خودشه نه از مولا

 

خوشم که یک شبه مهمان شدم سر کویت

هزار شکر که صد ساله هم دعا گویت

مزاحمت نشوم گر مراحمم گردی

ز یک نگاه تو یک عمر دل دعا گویت

حدیث آن همه دل تنگیم نگویم باز

نگفته اگهی از سر سالک کویت

من زایر حرمم ؛ که طالب وصال تو ام

که کاش باز ببینم جمال دلجویت

چه خوب در به درم کو به کوی خود کردی

تو ضامنی و من اهو پناه بر خویت

الا حقیقت قبله به قامتت تکبیر

نماز دل بگذارم به طاق ابرویت

 

دلم برا حرمت برا صحن گوهرشاد تو تنگه مولا

امام رضا

ز بوی حرمت مرده زنده شود * تو یی که کریم و رئوفی مولا جان

ادخل یا الله

ادخل یا رسول الله

ادخل یا علی بن ابی طالب امیر المومنین

ادخل یا فاطمه الزهرا سیده النسا العالمین

ادخل الائمه الهدی

ادخل یا علی بن موسی الرضا

باذن الله و اذن رسوله و اذن ملائکه المقربین ........

 

امام رضا

رضاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

 

اللهم الرزقتی زیاره مولا علی بن موسی الرضا علیه السلام فی عامی هذا و فی کل عام

امام رضا می خوام اخه ماه رمضون بیام خودت کمک کن بتونم دلم یه ذره شده

پر می کشه ای کربلای من

اغنیا مکه روند و فقرا سوی تو آیند

جان به قربان تو شاها که حج فقرایی

 

 

 

 

 

مهر تو را به مهر درخشان نمی دهم

جز عشق تو به سینه سوزان نمی دهم

ای اعتکاف در حرمت روح زندگی

خاک تو را به تخت سلیمان نمی دهم

ای بهترین مولفه ی راه بندگی

بی تو بها به هیچ مسلمان نمی دهم

من زائر بهشت خراسانم از ازل

صدها بهشت را به خراسان نمی دهم

هر گوشه از ضریح تو دارد هزار حسن

این گوشه را به باغ و گلستان نمی دهم

ای آب جامهای تو نوشیدنی ترین

این باده را به جام جم ارزان نمی دهم

من آرزو به گو ز دنیا نمی روم

بی عرض خیر مقدم تو جان نمی دهم

اشک روان به غربت تو گریه می کند

این گریه را به بارش باران نمی دهم

 

مداحی جدید وبلاگ

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت 23:59  توسط خادم الرضا  | 

ده حکمت نخست رضوی

 

دلت را خانه من كن , مصفا كردنش با من

به من درد دل افشا كن, مداوا كردنش با من

اگر گم كرده‎اي اي دل،كليد استجابت را
بيا هر لحظه با ما باش، پيدا كردنش با من


بيا در قطره اشكي كه من هستم خريدارش

بياور ذره‎اي اخلاص، دريا كردنش بامن
 

اگر درها به رويت بسته‎شد، دل برمكن ازمن
 
در اين خانه دق‎الباب كن، وا كردنش با من
 
 
چو خوردي روزي امروز، ما را شكر كن
غم فردا مخور، تامين فردا كردنش با من
 
 
 

چهل حكمت رضوى

 

1 ـ مِن اَخلاقِ الاَنبياء التَّنّظُّف

نظافت موجب پاكى جسم است نظافت مايـه آرام جـان است
امـام هشتمين فرمود بـا خلق نظـافت شيـوه پيغمبران است

2 ـ صاحِبُ النّعمَةِ يَجِبُ ان يُوَسِّعَ عَلى عِيالِهِ

توانگر را بوَد واجب كه بخشد زن و فـرزند را از مال دنيـا
دهـد وسـعت به امر زندگانى بـه شـكر نعـمت حى ّ تـوانا

3 ـ مَن لَم يَشكُرِ المُنعِمَ مِن المَخلوقين لَم يَشكُر اللهَ عزّوجلّ

شـنيده ام كه علـى بن موسـى كاظم خديو طوس، بفـرمـود نكته اى زيبـا
كسى كه نيكويى خلق را نداشت سپاس نكـرده است سپـاس خداى بـى همتـا

4 ـ الايمانُ اداءُ الفرائضِ و اجتِنابُ المَحارِم

فرمود رضــ ا امام هشتم: انجام فرائــ ض است ايمان
دورى ز محرّمات و زشتى پرهيز ز ناصواب و عصيان

5 ـ لَم يَخُنكَ الاَمين، وَ لكِن ائتَمَنتَ الخائِنَ

كسى كه بيـم ندارد ز كردگار عليم وِرا به خدمت خلق خدا مكن تعيين
امين نكرده خيانت، تو از ره غفلت امين شمـرده خيـانت شعار بدآيين

6 ـ الصَّمتُ بابٌ مِن ابوابِ الحِكمة

زبـان تو گـر تحـت فرمان نباشد خموشـى گزيـن، تا نيفتى به ذلـّت
على بن موسـى الرضا راست پندى : سكوت است بابـى ز ابواب حكمت

7 ـ الاَخُ الاَكبرُ بِمنزِلةِ الاَب

برادر چو دانا و شد و آزموده وِرا با پـدر مـى شمارش برابر
بگفتـا امـام بحق، نور مطلق به جاى پـدر هست، مهتر برادر

8 ـ صديقُ كُلِّ امْرِئٍ عَقلُهُ و عَدُوُّه جَهلُهُ

بــ ه نزديـك نـادان بـوَد تـار گيتى ز دانـش بكـن گـيتـى تـار روشـن
بفرمود فرزنـد موســ ى بـن جعفـر: تو را عقل يار است و جهل است دشمن

9 ـ التَّوَدُّدُ الى النّاسِ نِصْفُ العَقلِ

هميشـه در پـى تيـمـار بينـوايان باش كمك به خلق، ز كردار خـالق احـد است
امام راست در اين رهگذر، كلامى نغـز: كه در معاشرت خلق، نيمى از خرد است

10 ـ التَوَكُلُ اَن لاتَخافَ اَحداً اِلاّ اللهَ

بزن بـر لطـف حق دست توكل كـه لطف ايـزدى باشد تو را بس
توكـل آن بـوَد كـاندر دو عالم به غير حق نـترسى از دگر كس
ادامه دارد ......
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 23:48  توسط خادم الرضا  | 

شاید این جمعه بیاید شاید .....

 

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

با همه ی لحن خوش آوائیم .....................دربه در کوچه ی تنهائیم

ای دو سه تا کوچه زما دورتر...................نغمه ی تو از همه پر شورتر

کاش که این فاصله راکم کنی...................مهنت این قافله راکم کنی

کاش که همسایه ی ما میشدی ..................مایه ی آسایه ی ما می شدی

هر که به دیدار تو نایل شود ..................یک شبه حلال مسایل شود

دوش مرا حال خوشی دست داد................سینه ی ما را عطشی دست داد

نام تو بردم لبم آتش گرفت.....................شعله به دامان سیاووش گرفت

نام تو آرامه ی جان من است..................نامه ی تو خط امان من است

ای نگهت خاستگه آفتاب......................بر من ظلمت زده یک شب بتاب

پرده برانداز ز چشم ترم......................تا بتوانم به رخت بنگرم

ای نفست یارو مدد کار ما...................کی و کجا وعده ی دیدار ما؟

دل مستمندم ای جان به لبت نیاز دارد.........به هوای دیدن تو هوس حجاز دارد

به مکه آمدم ای عشق تا تو را بینم ............توئی که نقطه ی عطفی به اوج آئینم

کدام گوشه ی مشعر کدام کنج منا .............به شوق وصل تودر اتنظار بنشینم؟

روا مباد که بر بنده ات نظر نکنی..............روا مباد که ارباب جز تو بگزینم

چو رو کنی به رهت درد ورنج نشناسیم.....ز لطف روی تو دست از ترنج نشناسیم

 

اللهم عجل لوليك الفرج

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 1:7  توسط خادم الرضا  | 

معرفی امام مهدی

معرفى حضرت مهدى عليه السلام از زبان مبارك خود آن حضرت

 

 قالَ الْمَهْدي عليه السلام أَنَا الْمَهْدي ، أَنَا قائِمُ الزَّمانِ، أَنَا الَّذي أَمْلَأها عَدْلاً كَمَا مُلِئَتْ جُوْراً أَنَا بَقِيَّةُ الِله في أَرْضِهِ وَ الْمُنْتَقِمُ عَنْ أَعْدائِهِ

منم مهدى ، من هستم قيام كننده ، منم آن كه زمين را پر از عدل و داد مى نمايد پس از آن كه پر از ظلم شده باشد ، بقية الله در زمين و انتقام گيرنده از دشمنان خدا.

 

إِنّي أَمانُ لِأَهْلِ الْاَرْضِ كَمَا اَنَّ النُّجُومَ اَمانُ لِأَهْلِ السَّماءِ .

همانا من امان براى اهل زمين هستم همان گونه كه ستارگان امان براى اهل آسمانند.

 

بي يُدْفَعُ الُله عَزَّوَجَلَّ الْبَلاءَ عَنْ أَهْلي وَ شيعَتي .

به وسيله من خداوند عزوجل بلاء را از خاندان و شيعيان من دفع مى كند

.

وَجْهَ الْاِنتِفاعِ بي في غَيْبَتي ، فَكَا لْاِنْتِفاعِ بِالشَّمْسِ اِذا غَيَّبَها عَنِِ الاْبَصْارِ السَّحابِ.

چگونگى بهره بردن از من در دوران غيبتم ، همانند بهره بردن از خورشيد است در هنگامى كه ابرها آن را از ديدگان پوشانده اند.

 

أَنَا حُجَّةُ الِله عَلي عِبادِهِ وَ بَقِيَةُ الِله في اَرْضِهِ ، أَنَا الَّذي اَمْلَأ الْاَرْضَ قِسْطا وَ عَدْلاً كَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جُوْراً.

من حجت خدا در ميان بندگان و تنها بازمانده در روى زمين هستم، من هستم او كه زمين را پر از عدل و داد مى كند پس از آن كه پر از ظلم و ستم شده باشد.

 

أَنَا القائِمُ مِنْ آلِ مُحَّمدٍ صلّى الله عليه وَ آله وَ سّلم أَنَا الَّْذي اَخْرَجَ في آخِرِ الزَّمانِ بِهذَا السَّيفِ فَأَمْلأ الْاَرضِ عَدْلًا وَ قِسْطَاً كَما مُلِئَتْ جُوْراً وَ ظُلْماً .

منم قائم آل محمدصلى الله عليه و آله و سلم كه در آخر الزمان با همين شمشير (5) ، قيام مى كنم و زمين را پر از عدل و داد مى نمايم بعد از آن كه پر از ظلم و جور شده باشد.

 

حضرت مهدى (عج) خود را هنگام ظهور معرفى مى نمايد

 

 امام باقر عليه السلام مى فرمايد:

به خدا سوگند ، گوئى قائم عليه السلام را با چشم خود مى بينم كه پشت خود را به حجر ( در بيت الله الحرام) تكيه داده و به خداوند قسم ياد مى كند و مى فرمايد:

يا اَيُّهَا النّاسُ مَنْ يُحاجِنّي فِي الِله فَأَنَا اَوْلي بِالِلّه .

يا اَيُّهَا النّاسُ مَنْ يُحاجِنّي فِي آدَمَ فَأَنَا اَوْلي بِآدَمَ .

يا ايُّهَا النّاسُ مَنْ يُحاجِنّي فِي نُوحَ فَأَنَا اَوْلي بِنُوحَ .

يا ايُّهَا النّاسُ مَنْ يُحاجِنّي فِي اِبْراهيمَ فَأَنَا اَوْلي بِاِبْراهيمَ .

يا ايُّهَا النّاسُ مَنْ يُحاجِنّي فِي مُوسي فَأَنَا اَولي بِموسي .

يا اَيُّهَا النّاسُ مَنْ يُحاجِنّي فِي عيسي فَأَنَا اَوْلي بِعيسي .

يا اَيُّها النّاسُ مَنْ يُحاجِنّي فِي مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله و سلم فَأَنَا اَوْلَي بِمُحَمَّدٍ.

يا اَيُّهَا النّاسُ مَنْ يُحاجِنّي فِي كِتابِ الله فَأَنَا اَوْلَي بِكِتابِ اللهِ .

اى مردم هر كه درباره خدا با من بحث و گفتگو دارد بيايد ، زيرا من از هر كس به خدا نزديكترم.

اى مردم هر كس درباره حضرت آدم با من سخنى دارد بيايد، زيرا من از هر كسى به حضرت آدم نزديكترم .

اى مردم هر كس درباره حضرت نوح با من بحثى دارد بيايد، زيرا من از هر كسى به حضرت نوح نزديكترم .

اى مردم او كه درباره حضرت ابراهيم با من بحثى دارد بيايد، زيرا من از هر كسى به حضرت ابراهيم نزديكترم .

اى مردم هر كس درباره حضرت موسى با من بحثى دارد بيايد، زيرا من از هر كسى به حضرت موسى نزديكترم .

اى مردم هر كس درباره حضرت عيسى با من بحثى دارد بيايد، زيرا من از هر كسى به حضرت عيسى نزديكترم .

اى مردم هر كس درباره حضرت محمّد صلى الله عليه و آله و سلم با من بحثى دارد بيايد، زيرا من از هر كسى به حضرت محمّد صلى الله عليه و آله و سلم نزديكترم .

اى مردم هر كس درباره كتاب خدا با من بحثى دارد بيايد، زيرا من از هر كسى به كتاب خدا نزديكترم.

سپس آن حضرت به سوى مقام ابراهيم رفته و بعد از انجام دو ركعت نماز، خدا را بحق خود سوگند مى دهد.

امام صادق عليه السلام نسبت به ظهور حضرت مهدى (عجل الله تعالي فرجه ) در مورد سخنان آن حضرت هنگام ظهور خويش چنين فرمود :

قائم عليه السلام تكيه به كعبه مى زند و مى فرمايد :

يا مَعْشَرَ الْخَلايِقَ اَلا وَ مَنْ اَرادَ اَنْ يَنْظُرَ اِلي آدَمَ وَ شَيْثُ فَها أَنَا آدَمُ وَ شَيْثُ .

اى مردم ، آگاه باشيد ؛ هر كه بخواهد آدم و شيث را ببيند اينك منم آدم و شيث .

هر كس بخواهد نوح و سام را ببيند اينك منم نوح و سام .

هر كس كه بخواهد ابراهيم و اسماعيل را ببيند اينك منم ابراهيم و اسماعيل .

هر كه بخواهد موسى و يوشع را ببيند اينك منم موسى و يوشع .

هر كه بخواهد حضرت محّمد و على عليه السلام را ببيند اينك منم محّمد و على عليه السّلام .

هر كه بخواهد حسن و حسين عليهما السلام را ببيند اينك منم حسن و حسين عليهما السّلام.

هر كه بخواهد ائمه معصومين از فرزندان امام حسين عليه السّلام را ببيند اينك من همان ائمه از فرزندان حسين عليه السّلام هستم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 22:31  توسط خادم الرضا  | 

ولادت حضرت رقیه

رقیه جان تولدت مبارک

 

ای شبیه مادر

ای غریب بابا

تولد مبارک

الهی بشکنه دست مغیره

ولادت خانوم حضرت رقیه عمه سادات شبیه مادر ریحانه الحسین را

اولا به امام زمان سپس

به همه  یتیمان عالم

و شما دوست عزیز تبریک عرض می کنم

 

بابا بابا بابا

حسیــــــــــــــــــــــــــــــــن بابا بابا بابا

 

 

شب عید است می دهند برات

هر که فرستد بر محمد صلوات

 

اللهم صل علی محمد  و آل محمد و عجل فرجهم یا رضا

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 1:28  توسط خادم الرضا  |